تبليغاتX
ashimashi

توقشنگي نه به خاطرموهاي بلندت ياچشمان سياهت ياروي سپيدت"

كه كوچه كوچه اين شهرپراست ازفريادآنها كه ترا اينگونه ميستايند

گرچه زيباتري ازهر توصيفي كه ميشوي ولي هرباركه خواستم همصدا باشم بااين خيل"ته كوچه بن بست قديميترين محله شهر گم شدم

ميخواستم ستايشگر كودكي باشم كه تولدش هزاروسيصدو خداسال طول كشيد

با چشماني سياه وگيسواني بلندو رويي سپيد "به سپيدي روسپيدان عالم.....

آفتاب سوخته اي چون من آياميتواند مگر"اگر نه روسپيد"اماستايشگر روشني ات نباشد؟,

رفت وآمد درمحله هاي بدنام اين خاك "به جستجوي گوهري يگانه" ازاين عابر تصويرشبحي ساخت با دستاني زخمي كه سنگ سخت را به دندان صبر ميخاييد....

وآن روز كه خسته تر از هميشه در سايه بادهايي كه ميكاهيدند از وزن آنچه مي جستم وبه احتضار بودم...

سايه شدي برسرم وچشمه شدي برلبم وخون شدي در رگم وعشق شدي در دلم..

ومن اما شرمسار سفري كه به صفر رسيده بود در جستجوي كودكي كه گم كرده بودم وتوباردارخدايي در درونت بودي

ودستان زخمي من دايه كودكت شد كه وزنش به اندازه آبروي عشق بودوبوي شيرميدادوشكل مادرم بودوبه اندازه خواهرم مهربان بود

خوني كه ازمن ميچكيد به گلگوني گونه اش نبودولالايي من در گوشش طعم تلخ خستگي سفر لوليان آواره را داشت

وامروزميدانم وخوب ميدانم كودكي كه در باغهاي زادگاهم رهاكردم چقدر در فراغ من گريسته است

ازچند راهي ومسافر وعابركاغذين نشان آن كودك را گرفته باشم – خوب است؟

هميشه به ديگري رسيدن- يا نرسيدن- هميشه ماندن وهميشه ديررسيدن حاصل جستجوي بي حاصلي بود كه جز خستگي وصداي كودكي كه رفته رفته مويه ميكردوصدايش بي رنگ مي شد-در دستان دايه كودكت نگذاشت

واگر نبود خنده آن نازپرورده اي كه جز شيروعسل را تاب نمي آورد وترانه اي مي دانست كه كودك مرا خواب ميكرد از پس هزارسال ناله وبي تابي-من وكودك من ديرزماني بود در دو گور بي نشان فراموش مي شديم

+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 17:49 توسط اشی مشی |


 1-SAID I LOVE YOU... BUT I LIED
Michael Bolton

 

گفته بودم دوستت دارم...ولی دروغ بود-مایکل بولتون

 

 
 You are the candle, love's the flame
 A fire that burns through wind and rain
 

تومانندشمعی هستی که عشق شعله آن است-شعله ای که میان بادوباران شعله وراست

Shine your light on this heart of mine
 Til the end of time

 

آتش تودرون قلب من میدرخشد تا آن زمان که پایان پذیرد(شعله اش تمام شود)

You came to me like the dawn through the night

 Just shinin' like the sun

تودرون من جاگرفتی-مانندغروب درشب یامثل طلوع نوردرآفتاب

Out of my dreams and into my life

جدای از رویاهای من درزندگی ام

You are the one, you are the one

تویگانه ای(منحصربه فردی)تویگانه ای

Said I loved you but I lied

گفته بودم دوستت دارم ولی من دروغ میگفتم

Cause this is more than love I feel inside

دلیلش هم اینست که چیزی که من درون خود احساس میکنم بسیارفراترازدوست داشتن است

Said I loved you but I was wrong

گفته بودم دوستت دارم ولی اشتباه میکردم

Cause loved could never ever feel so strong

دلیلش اینست که دوست داشتن هرگزنمیتواندهراحساسی رابسیارنیرومندبیان کند (بیانگرنیرومندترین احساس باشد)

Said I loved you but I lied

گفته بودم دوستت دارم ولی دروغ می گفتم

With all my soul I've tried in vain

باتمام روح وجانم تلاشی بیهوده می کردم

How can mere words my heart explain

چگونه کلمات(فقط کلمات)می توانندقلب مراتشریح کنند؟

This taste of heaven so deep so true

 I've found in you

این فهم ودرک آسمانی راکه بسیارعمیق وبسیارواقعی است- فقط درتویافته ام

So many reasons in so many ways

 My life has just begun

دلایل بسیاری ازچندین طریق درمن آغازشده است

Need you forever, I need you to stay
You are the one, you are the one

 

به توبرای همیشه نیازدارم-نیازمندم که بمانی-تویگانه ای-یگانه ای

 theend

 2-I could hardly believe

I could hardly believe it when I heard the news today

 

بسختی میتوانم آنچه که امروز میشنوم باورکنم

I had to come and get it straight from you

بایدبیایم وآن راصراحتاازخودت بشنوم

They said you were leaving, someone swept your heart away
From the look upon your face I see it's true

آنهاگفتندقلب توبه کسی متمایل شده است واوقلبت را ربوده است-بانگاهی ازفرازرویت-میبینم که این واقعیت دارد.

So tell me all about it, tell me 'bout the plans you're makin'

پس همه چیزرادراین باره به من بگو-درباره تضادوکشمکشی که توایجادمیکنی

Then tell me one thing more before I go

حالاقبل ازاینکه بروم یک چیزدیگربه من بگو

Tell me how am I supposed to live without you

به من بگوحالاچگونه بایدبدون توزندگی کنم؟

Now that I've been lovin' you so long

حالاکه مدت مدیدیست که تورادوست میدارم

How am I supposed to live without you

به من بگوحالاچگونه بایدبدون توزندگی کنم؟

And how am I supposed to carry on
When all that I've been livin' for is gone

چگونه بایدادامه دهم وقتی همه چیز(خاطراتم)زنده اند

Didn't come here for cryin', didn't come here to break down

پس ازرفتن برای گریستن به اینجابازنخواهم گشت تاشکسته وخردشوم

It's just a dream of mine is comin' to an end

این رویای من است که تا نهایت به اینجاخواهد آمد

How can I blame you when I built my world around
The hope that one day we'd be so much more than friends

چگونه میتوانم تورامقصربدانم وقتی دنیایی از آرزوهارااطراف خودمی سازم-آرزوهایی که روزی بسیار بیشترازدوستی بودند

And I don't wanna know the price I'm gonna pay for dreamin'

من نمیخواهم ارزششان را بدانم-می خواهم به رویایشان بپردازم

I need you know, it's more than I can take

من نیازدارم که بدانی این(بارغم)بسی فراترازآنست که من بتوانم بر دوش کشم

Tell me how am I supposed to live without you

به من بگوحالاچگونه بایدبدون توزندگی کنم؟

Now that I've been lovin' you so long

حالاکه مدت مدیدیست که تورادوست میدارم



 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم

+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 12:23 توسط اشی مشی |


بیو گرافی نامه


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سايت رسمي احمدشاملو
زنده به گور
صید قزل آلا در مدرسه
سوشلیغا
هدیه
hardcandy
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


آرشیو موضوعی

نوشته های اشی مشی
شعرهای اشی مشی
اشعار دیگر بزرگان
عکسهای اشی مشی
اشعار دوستان
معرفي شخصيت ها و كتاب


پیوندها

انجمن شاعران امیدیه


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin