|
توقشنگي نه به خاطرموهاي بلندت ياچشمان سياهت ياروي سپيدت" كه كوچه كوچه اين شهرپراست ازفريادآنها كه ترا اينگونه ميستايند گرچه زيباتري ازهر توصيفي كه ميشوي ولي هرباركه خواستم همصدا باشم بااين خيل"ته كوچه بن بست قديميترين محله شهر گم شدم ميخواستم ستايشگر كودكي باشم كه تولدش هزاروسيصدو خداسال طول كشيد با چشماني سياه وگيسواني بلندو رويي سپيد "به سپيدي روسپيدان عالم..... آفتاب سوخته اي چون من آياميتواند مگر"اگر نه روسپيد"اماستايشگر روشني ات نباشد؟, رفت وآمد درمحله هاي بدنام اين خاك "به جستجوي گوهري يگانه" ازاين عابر تصويرشبحي ساخت با دستاني زخمي كه سنگ سخت را به دندان صبر ميخاييد.... وآن روز كه خسته تر از هميشه در سايه بادهايي كه ميكاهيدند از وزن آنچه مي جستم وبه احتضار بودم... سايه شدي برسرم وچشمه شدي برلبم وخون شدي در رگم وعشق شدي در دلم.. ومن اما شرمسار سفري كه به صفر رسيده بود در جستجوي كودكي كه گم كرده بودم وتوباردارخدايي در درونت بودي ودستان زخمي من دايه كودكت شد كه وزنش به اندازه آبروي عشق بودوبوي شيرميدادوشكل مادرم بودوبه اندازه خواهرم مهربان بود خوني كه ازمن ميچكيد به گلگوني گونه اش نبودولالايي من در گوشش طعم تلخ خستگي سفر لوليان آواره را داشت وامروزميدانم وخوب ميدانم كودكي كه در باغهاي زادگاهم رهاكردم چقدر در فراغ من گريسته است ازچند راهي ومسافر وعابركاغذين نشان آن كودك را گرفته باشم – خوب است؟ هميشه به ديگري رسيدن- يا نرسيدن- هميشه ماندن وهميشه ديررسيدن حاصل جستجوي بي حاصلي بود كه جز خستگي وصداي كودكي كه رفته رفته مويه ميكردوصدايش بي رنگ مي شد-در دستان دايه كودكت نگذاشت واگر نبود خنده آن نازپرورده اي كه جز شيروعسل را تاب نمي آورد وترانه اي مي دانست كه كودك مرا خواب ميكرد از پس هزارسال ناله وبي تابي-من وكودك من ديرزماني بود در دو گور بي نشان فراموش مي شديم
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 17:49 توسط اشی مشی
|
گفته بودم دوستت دارم...ولی دروغ بود-مایکل بولتون تومانندشمعی هستی که عشق شعله آن است-شعله ای که میان بادوباران شعله وراست آتش تودرون قلب من میدرخشد تا آن زمان که پایان پذیرد(شعله اش تمام شود) Just shinin' like the sun تودرون من جاگرفتی-مانندغروب درشب یامثل طلوع نوردرآفتاب Out of my dreams and into my life جدای از رویاهای من درزندگی ام You are the one, you are the one تویگانه ای(منحصربه فردی)تویگانه ای Said I loved you but I lied گفته بودم دوستت دارم ولی من دروغ میگفتم Cause this is more than love I feel inside دلیلش هم اینست که چیزی که من درون خود احساس میکنم بسیارفراترازدوست داشتن است Said I loved you but I was wrong گفته بودم دوستت دارم ولی اشتباه میکردم Cause loved could never ever feel so strong دلیلش اینست که دوست داشتن هرگزنمیتواندهراحساسی رابسیارنیرومندبیان کند (بیانگرنیرومندترین احساس باشد) Said I loved you but I lied گفته بودم دوستت دارم ولی دروغ می گفتم With all my soul I've tried in vain باتمام روح وجانم تلاشی بیهوده می کردم How can mere words my heart explain چگونه کلمات(فقط کلمات)می توانندقلب مراتشریح کنند؟ I've found in you این فهم ودرک آسمانی راکه بسیارعمیق وبسیارواقعی است- فقط درتویافته ام My life has just begun دلایل بسیاری ازچندین طریق درمن آغازشده است به توبرای همیشه نیازدارم-نیازمندم که بمانی-تویگانه ای-یگانه ای theend 2-I could hardly believe I could hardly believe it when I heard the news today بسختی میتوانم آنچه که امروز میشنوم باورکنم I had to come and get it straight from you بایدبیایم وآن راصراحتاازخودت بشنوم They said you were leaving, someone swept your heart away آنهاگفتندقلب توبه کسی متمایل شده است واوقلبت را ربوده است-بانگاهی ازفرازرویت-میبینم که این واقعیت دارد. So tell me all about it, tell me 'bout the plans you're makin' پس همه چیزرادراین باره به من بگو-درباره تضادوکشمکشی که توایجادمیکنی Then tell me one thing more before I go حالاقبل ازاینکه بروم یک چیزدیگربه من بگو Tell me how am I supposed to live without you به من بگوحالاچگونه بایدبدون توزندگی کنم؟ Now that I've been lovin' you so long حالاکه مدت مدیدیست که تورادوست میدارم How am I supposed to live without you به من بگوحالاچگونه بایدبدون توزندگی کنم؟ And how am I supposed to carry on چگونه بایدادامه دهم وقتی همه چیز(خاطراتم)زنده اند Didn't come here for cryin', didn't come here to break down پس ازرفتن برای گریستن به اینجابازنخواهم گشت تاشکسته وخردشوم It's just a dream of mine is comin' to an end این رویای من است که تا نهایت به اینجاخواهد آمد How can I blame you when I built my world around چگونه میتوانم تورامقصربدانم وقتی دنیایی از آرزوهارااطراف خودمی سازم-آرزوهایی که روزی بسیار بیشترازدوستی بودند And I don't wanna know the price I'm gonna pay for dreamin' من نمیخواهم ارزششان را بدانم-می خواهم به رویایشان بپردازم I need you know, it's more than I can take من نیازدارم که بدانی این(بارغم)بسی فراترازآنست که من بتوانم بر دوش کشم Tell me how am I supposed to live without you به من بگوحالاچگونه بایدبدون توزندگی کنم؟ Now that I've been lovin' you so long حالاکه مدت مدیدیست که تورادوست میدارم
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 12:23 توسط اشی مشی
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بیو گرافی نامه
پست الکترونیک پیوندهای روزانه
سايت رسمي احمدشاملو نوشته های پیشین مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشیو موضوعی
نوشته های اشی مشی پیوندها
| ||