تبليغاتX
ashimashi

ماه هم اسیر پنجه تیز پلنگ شد

ماهی درون حوض بلوری نهنگ شد

دیگر بپای برکه کوچک نمیرسد

دریای دل زبسکه برای تو تنگ شد

تا آمدم که کعبه بسازم زچشم تو

سپاه ابرهه آمد و جنگ شد

حالا تمام سهم من از خونبهای ایل

اسبی وسوار مرده ونصف تفنگ شد

این شعر رادرشب شعری از دوستی شنیده بودم

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 15:25 توسط اشی مشی |


بیو گرافی نامه


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سايت رسمي احمدشاملو
زنده به گور
صید قزل آلا در مدرسه
سوشلیغا
هدیه
hardcandy
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


آرشیو موضوعی

نوشته های اشی مشی
شعرهای اشی مشی
اشعار دیگر بزرگان
عکسهای اشی مشی
اشعار دوستان
معرفي شخصيت ها و كتاب


پیوندها

انجمن شاعران امیدیه


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin