|
عشق و درویشی و انگشت نمایی وملامت همه سهل است،تحمل نکنم بار جدایی (سعدی) در معرکه عشق دلیرانه متازید درصفحه دریانتوان عشق شناکرد (صائب تبریزی) خلد گر به پا خاری آسان برآید چه سازم به خاری که بردل نشیند (؟) بیا که حادثه عشق را شروع کنیم زشرق زخمی دل ناگهان طلوع کنیم (قیصرامین پور) از آتش فراغت شرحی شنیده بودم لیکن درون آتش ،خودراندیده بودم (؟) همه خفتند وبغیرازمن وپروانه وشمع قصه مادو- سه دیوانه دراز است هنوز (عمادخراسانی) همه رابیازمودم ، زتو خوشترم نیامد چوفروشدم به دریا،چوتوگوهرم نیامد (مولوی) گرنمی کوشی به درمانم،به آزارم مکوش مرهم دل نیستی ، برسینه پیکانی چرا؟ (؟) صدهزاران کعبه را دیدم به خلوتگاه دل عشق رانازم که بر رویم در دل باز کرد (؟) ی گفتا چه داری آرزو؟ گفتم سکوت معنی صد نکته را دریک سخن پیچیده ام (معین کرمانشاهی) دراین فکرم که خواهی ماند با من مهربان یانه؟ به من کم میکنی لطفی که داری این زمان یانه؟ (وحشی بافقی) خموش وگوشه نشینم، مگر نگاه توام؟ لطیف و زودگریزی ، مگرخیال منی؟ (سیمین بهبهانی) تو دریای من بودی،آغوش واکن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد! (؟) از تووفانخیزد،دانی که نیک دانم وزمن جفانیاید دانم که نیک دانی (خاقانی)
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 19:51 توسط اشی مشی
|
|
|
بیو گرافی نامه
پست الکترونیک پیوندهای روزانه
سايت رسمي احمدشاملو نوشته های پیشین مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشیو موضوعی
نوشته های اشی مشی پیوندها
| ||