|
این شعرو که دیشب همچی موقعی نوشتم به باقر عزیز از دوستان وبلاگیم تقدیم میکنم تا فکر نکنه خودش تنها حالش خوب نیست بایدکه برگردی وازنوشروع کنی آن قصه قدیمی را زندگی را این غریق را می شناسی هیچ که فرو می رود درمرداب زندگی و دست وپایی میزند در آن به امید رهایی؟ چیست آخرزندگی؟ این جدول ساده که چون به حلش می نشینی لاینحل می نماید می دانی تو کدام حرف گمشده این جدولی که پشت راما پنهان شده ای؟ اگرنمی دانی،ایرادی نیست خیلی ها نمی دانند رمز این جدول باش که حلش ناممکن نیست فقط لاینحل می نماید راما87/5/8
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 3:30 توسط اشی مشی
|
|
|
بیو گرافی نامه
پست الکترونیک پیوندهای روزانه
سايت رسمي احمدشاملو نوشته های پیشین مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشیو موضوعی
نوشته های اشی مشی پیوندها
| ||