تبليغاتX
ashimashi - باید که برگردی(67)

این شعرو که دیشب همچی موقعی نوشتم به باقر عزیز از دوستان وبلاگیم تقدیم میکنم تا فکر نکنه خودش تنها حالش خوب نیست

بایدکه برگردی

 وازنوشروع کنی

آن قصه قدیمی را

 زندگی را

این غریق را می شناسی هیچ

که فرو می رود درمرداب زندگی

و

دست وپایی میزند در آن

به امید رهایی؟

 

چیست آخرزندگی؟

این جدول ساده

که چون به حلش می نشینی

 لاینحل می نماید

می دانی تو کدام حرف گمشده این جدولی

که پشت راما

 پنهان شده ای؟

اگرنمی دانی،ایرادی نیست

خیلی ها نمی دانند

رمز این جدول باش

که حلش ناممکن نیست

  فقط لاینحل می نماید

 

 راما87/5/8

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 3:30 توسط اشی مشی |


بیو گرافی نامه


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

سايت رسمي احمدشاملو
زنده به گور
صید قزل آلا در مدرسه
سوشلیغا
هدیه
hardcandy
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


آرشیو موضوعی

نوشته های اشی مشی
شعرهای اشی مشی
اشعار دیگر بزرگان
عکسهای اشی مشی
اشعار دوستان
معرفي شخصيت ها و كتاب


پیوندها

انجمن شاعران امیدیه


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin