|
بین شاعران معاصرشاملو بزرگترین سئوال رادرذهن اهالی شعرکاشته است.من هم بین خوانندگان شعراو اگر می خواستم به معرفی ایشان بپردازم،شاید هرگزاین مطلب را نمی نوشتم.ولی همانطورکه پیش ازاین گفتم قراراست من فقط سئوالاتی درذهن خوانندگان این وبلاگ بکارم،سئوالاتی که برای خودم نیزمطرح است واینجا محلی برای مبادله اطلاعات باشد. امروزه کمترکسی را می توان یافت که درموردشاملویاکاملا"شیفته نباشدواوراکاملا"قبول نداشته باشدویا کاملا"مخالف باشد ودر هر صورت خشک وترش را با هم نسوزاند. اگربخواهیم حد اعتدال را درمورد ایشان رعایت کنیم،بهتردیدم که وی رااز دوجنبه زندگی خصوصی و شخصیت ادبی اش معرفی کنم و قضاوت را به خوانندگان واگذارم. اطلاعات شخصی وشناسنامه ای اودرسال1304درتهران بدنیا آمد و دوران تحصیلاتش را در شهرهای مختلفی گذراندو درسال سوم دبیرستان بعلت فعالیت های سیاسی به زندان رفت و……. به گمان من چیزی که بعداز فعالیتهای سیاسی بحث برانگیزترین جنبه خصوصی شخصیت ایشان است ازدواجهای متعددایشان است. وی پس ازدوبار ازدواج و جدایی درسال 1341باآیداآشنا می شودوتاآخرعمربا اوعاشقانه زندگی می کندوآیدا منبع الهام وی در بسیاری از اشعار عاشقانه اوست و میتوان گفت که اگر منبع الهامی با این قدرت برای شاملو متجلی نمی شد،آثار درخشانی نیزبوجود نمی آمد.واین چیزی است که شاملو و آیدا به آن اعتقادی ندارند. در اینجا برای علاقه مندان به داشتن اطلاعات بیشتر در این زمینه کتاب "یک هفته با شاملو" از "مهدی اخوان لنگرودی "از دوستان شاملووانتشارات مروارید رامعرفی می کنم. شاملو درجایی از همین کتاب می گوید:اگرکسی بادامی در دهانش بگذارد و ببیندکه تلخ است،عاقلانه ترین کاراینست که آن را از دهانش دربیاوردوخود نیز چنین کرد و آیدا نیز نگاه دیگری به این قضیه دارد وشما میتوانید باخواندن این کتاب از زبان خودآیدا بشنوید (اولین سئوال) بی مناسبت نیست که بگوئیم:شاملو کتاب کوچه را پس از آنکه بار اول ساواک و بار دوم همسر دومش تمامی دستنوشته ها و یادداشتهایش را نابودکردند،باآیدا برای بارسوم تالیف این کتاب را شروع کرد.ودرحال حاضرآیدانشراین کتاب راسرپرستی واداره می کند.واین کتاب آنقدرارزشمند و بزرگ است که من فکر می کنم لغت نامه دهخدا که هم اکنون بزرگترین مرجع لغت فارسی است ،با اتمام این فرهنگ لغت به رتبه دوم برود(بایدمنتظربودو دید) شخصیت ادبی و آثارشاملو جنبه دیگری که می توان به شخصیت شاملو نگاه کرد ،شخصیت ادبی وآثار اوست واین مهمترین جنبه وجودی ایشان است. بسیاری شاملو را شاعرملی،شاعرزن،شاعراجتماعی و…می خوانند. این نوعی نگاه از زاویه ای محدود به ایشان است.او شاعر ملی است چون مبارزات سیاسیش قبل و بعد از انقلاب در دفاع از محرومین جامعه برهمگان مشخص است.شاعر زن است ،چون زیباترین تصویر ولطیف ترین عاشقانه ها را از زن نموده است. وشاعری اجتماعی است،چون شعر او نه تنها جدای از جامعه اش بلکه تمامی جوامع محرومست(من درد مشترکم مرا فریاد کن) دریکی از مصاحبه هایش گفته بود:وظیفه شاعر مدح گفتن کسی نیست بلکه باید فریادباشد و زبان اعتراضش همواره گویا. از اینها که بگذریم بعنوان شاعر،روزنامه نگار،مترجم شعروداستان،و محقق تالیفات بسیاری را به یادگار گذاشته است.که خوانندگان مشتاق تر می توانند با پیوندی که در این وبلاگ با نام سایت رسمی احمد شاملو آمده است.این تا لیفات را ببیند. آنچه در مورد شاملو گفتننی است اینکه او به جریا نات ادبی نگاه خاصی داشت، علیرغم اینکه همه جا خود را شاگرد نیما می دانست وارادتش را ابراز می نمود،پس از آنکه دید نیما تحول عظیمی در ساختار شعر فارسی بوجود آورد،وشعرمانلی اوباتئوریهایش دراین موردکه وزن باید با طبیعت کلام نزدیک باشدومی دید که این تئوری درخشان نه در مورد منظومه مانلی و فقط در موردشعرهایی که فضای ثابتی دارندکاربرد دارد،به تحولی دیگر اقدام کرد. واین جسارت و تهوری همانند نیما طلب می کرد.وبعدهانیز یدالله رویایی به تحولی دیگر درشعرشاملو دست زد.وتمام اینها درفضایی دوستانه شکل میگرفت.در همین ردیف به خاطره ای از شاملو و رویایی توجه کنید. هیئتی که درنوروز ۱۳۵۴ برای شرکت در کنگرۀ نظامی به ایتالیا می رفت متشکل بود از : سیدجعفر شهیدی، عبدالحسین زرین کوب، ذبیح الله صفا، و یکی دو فاضل دیگر از این دست . هنوز نمی دانم چرا من و شاملو هم در میان این هیئت بر خورده بودیم . شاید به سفارش فرح، که می خواست در هیئت نمایندگی ایران منظر ِ مدرنی هم وحود داشته باشد و شایدهم قطبی مدیر تلویزیون، که در آخرین لحظه های سال ۱۳۵۳ تلفن کرد که : رویائی ، در فرصت کمی که مانده در کنگرۀ رم شرکت کن و یکی دو چهرۀ دیگرهم با خودت ببر. و درفرصت کمی که مانده بود چهره ای نزدیک تر از شاملو در آن روزها با من نبود. راه افتادیم. توی راه حسن هنرمندی را دیدیم، سوارش کردیم . وبدینگونه به هیئتی پیوستیم که سرپرستی اش با شجاع الدین شفا بود و شمار نمایندگانش بسیار بیشتراز هیئت های دیگر ِکشورها، شرق شناسان و ایرانشتاسانی که از سراسر دنیا درآن نوروز ۱۳۵۴ به رم آمده بودند . توی هواپیما به احمد گفتم من وتو میان اینها چه می کنیم ؟ اصلاچکار می توانیم بکنیم؟ گفت اینها که می بینی همه اساتید ادبیات کهن اند، نظامی هم چهره ای از ادبیات کهن ما ست . گفتم خیلی خوب، من و تو چی؟ گفت (نیمه شوخی و نیمه جدی): تو را نمی دانم ولی من نظامی گنجوی را نقطه گذاری کرده ام . چیزی نگفتم. فکر کردم که پس من چه عمری بر سر ِخوانش بیت های بی نقطۀ نظامی، درمیان چاپ های سنگی مصرف (تلف؟) کرده ام! - بهتر، رويا! وگرنه آنوقت، آنچه را که من تحمیل کرده ام تو تحمل کرده بودی . هنوز در اینم که ازکجا فکر مرا خوانده بود ! بطورکلی شاملو جریانات نورا در تحولات ادبی پذیرا بودواین جریانات را ناگزیر و سازنده می دانست و البته جریاناتی که شرایط زمانی ونیاز زمان آنهارا بوجود بیاورد.ودرموردموجها می گفت که موجها همانطورکه از اسمشان پیداست ،فراز و فرود ی دارندو بعدهم ساحل آرام وتاثیرگذار نیستند. شاملو با تسلطی که به ادبیات کهن این سرزمین و ادبیات سایر ملل داشت ،چندین کلمه تازه به لغات ما افزودکه بعنوان مثال میتوان به ترکیب وصفی"شیرآهن کوه مرد"در یکی از اشعارش اشاره نمود. دیگر اینکه در جای جای شعر شاملو اشاراتی به اساطیر و داستانهای دیگر ملل برمی خوریم "دختران آفتاب در آیدادرآیینه"واین نشان از تسلط وآشنایی وی بااین مقوله دارد واما سئوالهایی که قرار بود در ذهن شما بکارم و برای خودم هم به نوعی سئوال است: 1- به نظرشما شخصیت ادبی و زندگی خصوصی شاملو چقدر از یکدیگر تاثیر پذیر بوده اند؟ 2- شاملو دو سخنرانی جنجالی در مورد فردوسی و حافظ داشت،آنها را چگونه می بینید؟ باقی بقایتان راما
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 16:6 توسط اشی مشی
|
|
|
بیو گرافی نامه
پست الکترونیک پیوندهای روزانه
سايت رسمي احمدشاملو نوشته های پیشین مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشیو موضوعی
نوشته های اشی مشی پیوندها
| ||